شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
118
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
عبرت گيرد و در كيفيت روش هريك تأمّل كند ، و رياضت و خلوت و كارهاى « 1 » ايشان بر خود گيرد ، و نگويد كه اين زمان ، اين « 2 » كارها ميسّر نيست . شعر « 3 » اگر گويى كه نتوانم * قدم درنه كه بتوانى و در نسخهء اصل « مواضع غير » واقع « 4 » است كه جمع غيرت است ، يعنى در احوال ارباب غيرت تأمّل كند ؛ چون ابراهيم عليه السّلام كه به غيرت بتان را بشكست ، و سليمان عليه السّلام به غيرت اسبان را بكشت ؛ امّا نسخهء اوّل اظهر و انسب است . فصل تفكر « 5 » در « بدايات » توجّه بصيرت است به ادراك مقصود « 6 » . و در « ابواب » تلقّى « 7 » دليل مطلوب از غيب . و در « معاملات » طلب كيفيت تخليص اعمال از آفات . و در « اخلاق » تفحّص نعما و تصفّح آلاء و لو فى صورة الشدّة و البلاء . و در « اصول » تعلّم « 8 » دقايق آداب طريقت ، و تطبيق آن به احكام شريعت . و در « اوديه » تنقيح علم و حكمت به نور بصيرت از وهم و خيال ، و تميز « 9 » فراست از كهانت ، به سكونت سكينه . و در « احوال » تطلّب شمايل مطلوب و تطلّع بر مواهب « 10 » محبوب . و در « ولايات » نقل از تلوين به تمكين و از فرق به غرق . و در « حقايق » التزام مكاشفه تا وقت مشاهده . و در « نهايات » انتقال از معرفت به تحقيق ، و ارتقا از بقا به تلبيس . باب التذكر قال اللّه تعالى : وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ « 11 »
--> ( 1 ) . ج : معرفته . ( 2 ) . ج : آن . ( 3 ) . ج : - شعر . ( 4 ) . ج : وقعست . ( 5 ) . ج : + تفكر . ( 6 ) . ج : - مقصود . ( 7 ) . ج : ملقى . ( 8 ) . ع : بعلم . ( 9 ) . ع : تمئيز . ( 10 ) . ج : مواهبت . ( 11 ) . المؤمن / 13 .